جشن میانه زمستان

جشن میانه زمستان، آیینی فراموش شده از ایران باستان
زمستان، همان فصلی است که کوله باری از سرما را با خود به همراه می‌آورد. فصلی که انتظار داریم همیشه زمین در آن سفیدپوش باشد و پوشیده از برفی که جای پایمان روی آن به یادگار بماند. برخی این فصل را به خاطر خودش و سرمای بی‌مانندش دوست دارند و برخی هم به علت نزدیک شدن به بهار، روزها و شب‌های زمستان را می‌گذرانند.
زیبایی‌های طبیعت در زمستان همیشه مغلوب سرمای هوا و سختی‌های روزگار شده است. شاید به همین خاطر وقتی اشعار شعرای مشهور را درمورد زمستان می‌خوانیم، بیشتر از زیبایی، در آن‌ها صحبت از دلگیری زمستان است. همانطور که مهدی اخوان ثالث در شعر "زمستان" خود می‌گوید:
سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دست‌ها پنهان،
نفس‌ها ابر، دل‌ها خسته و غمگین،
درختان اسکلت‌های بلور آجین،
زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه 
غبار آلوده مهر و ماه،
زمستان است...
 
حالا می‌توان دریافت چرا وقتی زمستان به میانه خود می‌رسید، ایرانیان باستان جشنی به شادی برپا می‌کردند و نزدیک شدن بهار را جشن می‌گرفتند. به طور کلی جشن‌های ایرانی به جشن‌هایی گفته می‌شود که ریشه‌ای تاریخی در میان مردم ما داشته است. برخی از جشن‌های ایرانی از گذشته‌های دور و دراز همچنان در میان ما هستند و علاوه بر علاقه قلبی خود مردم، در تقویم و مناسبت‌های قانونی کشور نیز ذکر شده اند، مانند عید نوروز و شب یلدا.
اما برخی از جشن‌ها و مناسبت‌ها در طی سال‌ها به فراموش سپرده شده‌اند و تنها توسط عده کمی پاس داشته می‌شوند. هرچند همواره کسانی هستند که به احیای مناسبت‌ها و سنت‌های قدیمی در جای جای کشورمان می‌پردازند و کارهایی بزرگ و به یاد ماندنی در این زمینه انجام می‌دهند.
یکی از این مناسبت‌های کم و بیش فراموش شده، جشن میانه زمستان است. در گذشته، در نیمه زمستان یعنی 15 بهمن ماه، در حالی که 45 روز از شروع زمستان گذشته بود نیاکان ما جشن و شادی برپا می‌کردند. زیرا عقیده داشتند دیگر کمر غول سرما شکسته شده و به اصطلاح زمین دوباره زنده می‌شود و شروع به نفس کشیدن می‌کند. پس حالا وقت آن است که زمستان را به گوشه‌ای رانده و بهار زیبا را به زمین برگردانند.
برای اینکه با مفهوم جشن‌های باستانی آشنا شویم، باید گذری به چرایی برگزاری جشن در فرهنگ ایران باستان داشته باشیم.
چرا جشن در فرهنگ ایرانی اهمیت دارد؟
در فرهنگ اصیل ایرانی، آدم آفریده شده تا نیکی را در جهان گسترش دهد، آن هم نه تنها در زمین، بلکه در همه کائنات. این مسئولیت سنگین از ازل بر دوش انسان نهاده شده تا برای همیشه با زشتی‌های دنیا مبارزه کرده و نیکی را در جهان طنین انداز کند. در گذشته این زشتی‌ها را در قالب اهریمن‌هایی می‌دیدند که در راه انسان کمین کرده و می‌خواهند افکار ظالمانه خود را در دنیا پخش کنند. پس انسان برای مقابله با این اهرین‌ها هم به زور بازو و هم به اراده و روانی سالم نیاز داشت تا بر زشتی و تاریکی غلبه کند.
اینجاست که ترتیب دادن جشن‌های مختلف در طول فصل‌ها به میان می‌آمد تا همگی با پایکوبی و آتش افروزی، خستگی‌های فکری و دغدغه‌ها را از خود دور کرده و خود را برای روزهای سخت پیش رو آماده کنند. جالب است بدانید که در گذشته نیز از میان همه این جشن‌ها، جشن عید نوروز اهمیت خاصی داشته و مفصل‌تر از سایر جشن‌ها برگزار می‌شد.
ویژگی‌های جشن‌های ایرانی
1. جشن‌های ایران باستان عموما با پدیده‌های طبیعی و کیهانی ارتباط نزدیکی دارند. هریک از ماه‌ها و فصل‌های سال نشانه‌های خاص خودشان را داشتند که موجب می‌شد روزهایی در این میان به عنوان جشن‌های ملی انتخاب شوند. 
برای مثال جشن اردیبهشتگان که در روز سوم اردیبهشت برگزار می‌شد، روزی نیک برای به آتشکده رفتن و برآورده شدن حاجات درنظر گرفته می‌شد.
2. تقریبا هیچ یک از جشن‌های ملی بر پایه دستورات دینی نیستند. هرچند برخی این جشن‌ها را منطبق بر برخی ادیان می‌دانند، اما در حالت کلی، ملی بودن و ایرانی بودن این جشن‌ها به آن‌ها هویت می‌بخشید.
3. مراسم‌ها و بزرگداشت مناسبت‌ها در میان نیاکان ما عموما به شکل جشن و سرور برگزار می‌شدند. همانطور که گفتیم هدف از برگزاری این مناسبت‌ها تجدید قوا برای مقابله با زشتی‌ها و تاریکی‌های دنیا بود، بنابراین درد و غصه در این مراسم‌ها جایی نداشت.
برای مثال جشن بمو بزرگترین و مهم‌ترین جشن مانویان بوده‌است که در چهارم شهریور از گاهشماری مانوی برگزار شده و مصادف با جان باختن مانی بوده است. مانویان این مناسبت را با سرود و شادی برگزار کرده و به بزرگداشت مانی می‌پرداختند.
4. طبیعت در آیین‌های باستانی نقش بسیار مهمی داشته است و بسیاری از مناسبت‌های ایرانی با طبیعت پیوند خورده‌اند. در هیچ یک  از این جشن‌ها اثری از خشونت نسبت به حیوانات و گیاهان دیده نمی‌شود. بلکه بر خلاف این امر، توجه به طبیعت و پاسداری از محیط زیست از ارکان اصلی این مناسبت‌ها محسوب می‌شد.
برای مثال جشن نوروز انهار که در روز نوزدهم فروردین ماه برگزار می‌شد، مردم به طبیعت به ویژه کتار رودها و چشمه‌ها رفته و طی مراسمی، عطر و گلاب در آب‌ها می‌افشاندند. 
5. دیگر ویژگی آیین‌های باستانی ایرانی، پیوند آن‌ها با آتش است. اگر حتی آن مناسبت ارتباطی با آتش نداشته باشد، اما باز هم حضور کوچکی از آتش می‌توانست تقدس بیشتری به جشن ببخشد.
برای مثال به مناسبت جشن شهریورگان که در روز چهارم شهریورماه برگزار می‌شد مردم در خانه آتش روشن کرده و برای صرف خوراکی دور هم جمع می‌شدند.
6. آخرین ویژگی مناسبت‌های ایران باستان، این است که عموما زادروز انسان‌ها در آن‌ها در نظر گرفته نمی‌شد. درواقع تولد دلیلی برای جشن گرفتن نبود، آنچه این جشن‌ها و مناسبت‌ها را به وجود می‌آورد انجام کاری بزرگ و بی‌نظیر بود. 
برای مثال جشن تیرگان برای پاسداشت تیراندازی آرش کمانگیر در روز سیزدهم تیرماه برگزار می‌شد.
 
حالا می‌توان گفت جشن میانه زمستان هم پیوند مستقیمی با طبیعت داشته و هم جشن و شادی را به خانه‌ها می‌آورد. درست در روزهایی که برف و سرما محیط اطراف ما را احاطه کرده است، جشن میانه زمستان نویدی از سرسبزی زمین و عطر بی‌نظیر شکوفه‌های بهاری را برایمان به ارمغان می‌آورد تا با شور و شوقی بیشتر در انتظار سال نو و اتفاقات جدید در زندگی‌مان باشیم.
 
دسته بندی: گروه مقاله 1
مرجع:
به اشتراک بگذارید
مطالب مرتبط
نظرات ثبت شده کاربران
تعداد نظرات ثبت شده :0
فرم ارسال نظر